در آن دوره رومیان به هلند آمدند. آنها از روم آمدند و اولین شهرهای هلندی در آن زمان (ماستریخت) پدید آمدند.
بخش جنوبی بخشی از امپراتوری روم شد و شهرنشینی و تأثیرات فرهنگی را به ارمغان آورد.
وایکینگها به مناطق ساحلی حمله کردند و باعث اختلال شدند و مسیحیت با نفوذ کلیسای کاتولیک برقرار شد. فرقههای رهبانی صومعههایی تاسیس کردند و به آموزش و فرهنگ کمک نمودند. حدود سال ۱۵۰۰ میلادی، افراد بیشتری با نحوهی حکومت کلیسای کاتولیک بر دین موافق نبودند و پروتستانها به عنوان گروه دوم ظهور کردند.
اگر میخواهید به تاریخ هلند بپردازید، مهم است که مهمترین دورهها و ویژگیهای آنها را بدانید.
جنگ با اسپانیا که ۸۰ سال طول کشید (۱۵۶۸ - ۱۶۲۸)
پادشاه اسپانیا از اینکه مردم منطقه ما بیشتر و بیشتر از کلیسای کاتولیک رویگردان میشوند، ناراحت بود. در این دوره،, شاهزاده “ویلم اورانیه” ویلیام اورانی به عنوان پدر هلند شناخته میشود. او شورشی را علیه اسپانیاییها ترتیب داد.
نکته مهم این بود که آزادی مذهب در هلند وجود داشته باشد. پادشاه اسپانیا مخالف آن بود. ویلیام اورنج ترور شد.
هلند به طور مستقل
در سال ۱۵۸۸ هلند بدون پادشاه جمهوری شد. هلند با ۷ استان همکاری کرد. جنگ با اسپانیا تا سال ۱۶۴۸ ادامه داشت (آن زمان هلند آزاد شد). جنوب هلند و بلژیک متعلق به اسپانیا بود. بسیاری از مردم در آنجا هنوز کاتولیک هستند. در بخشهای شمالی بسیاری از مردم پروتستان هستند.
پس از پایان این جنگ، جمهوری به دولتی مستقل تبدیل شد.
سرود ملی به دورانی مربوط میشود که ویلیام اورنج رهبری شورش را بر عهده داشت. عنوان سرود ملی “het" است ویلهلموس“.
شاهزاده ویلم اورانیه
سرود هلند
این سرود ملی هلند است. متن آن تا حدودی بحثبرانگیز است زیرا بیان میکند که:
– ما از خون آلمانی هستیم و
- ما همیشه به پادشاه اسپانیا احترام میگذاشتیم (این امر در زمان جنگ با اسپانیاییها عجیب است...)
با این حال، هلندیها میتوانند با خواندن این سرود بسیار احساساتی شوند. نه به خاطر کلمات، بلکه به خاطر صدای آن. فقط دقیقه اول را گوش دهید!